* *

برگزاري هفدهمين نشست "ارائه تجارب مديران" در سال 1398

هفدهمین جلسه از سلسله نشست های تخصصی ارائه  تجارب مدیران در سال 1398 روز شنبه مورخ 98/9/9 از ساعت 12-10 با سخنرانی آقای مهندس حمیدکلانتری استاندار اسبق یزد، در مرکز آموزش مدیریت دولتی برگزارشد.
در این نشست که با حضور مدیران ارشد و میانی دستگاه های اجرایی برگزارشد، آقای مهندس کلانتری به بیان تجارب خود در حوزه های مختلف اجرایی پرداختند، که خلاصه ای از مباحث ارائه شده به شرح زیر می باشد:

  • به طور کلی تجربه می تواند بخشی از علم و دانش مدیریت باشد؛ از این رو "جهاد سازندگی" می تواند به عنوان یک نمونه مدیریتی موفق مورد بررسی قرار گیرد. جهاد تنها نهاد اجرایی چند حوزه ای است که مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی شکل گرفت و در عین گمنامی، بسیار مترقی عمل کرد. جهاد سازندگی ویژگی های ساختاری داشت که در تئوری های مدیریت امروزین قابل تجمیع است و ظرفیت های رشد را فراهم کرد. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:
  1. مدیریت مشارکتی: اصولا رویکرد مدیریت مشارکتی در شعار (Slogan) جهاد نهفته بود؛  همه باهم، جهاد سازندگی
  2. روحیه کارگروهی:  در جهاد تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ می شد و همه با هم و کنار هم کار می کردند.
  3. مدیریت شورایی: در جهاد مدیر وجود نداشت؛ جهاد به صورت شورایی اداره می شد تا سال 1362 که وزیر مشخص شد و از آن پس ساختار تاحدودی تغییر کرد.
  4. اعتماد متقابل: پس از اتخاذ گروهی تصمیمات، دستورات و تصمیمات به دیگران منتقل می شد، افراد به سهولت تصمیمات را می پذیرفتند و همراهی می کردند.
  5. سازمان کار غیررسمی: به طور کلی مبتنی بر نیازها و تقاضاهای موجود سازمان های کار غیررسمی (InformalOrganization) شکل می گرفت و به سرعت اقدامات سازماندهی و نتایج سریع و اثربخشی را به بار می آورد.
  6. مبرا از بورکراسی: یکی از ویژگی های ذاتی جهاد آن بود که سرعت عمل تصمیمات و اقدامات بسیار بالا بود و به هیچ وجه در قفس ساختار و بورکراسی های رسمی باقی نمی ماند؛ البته به مرور زمان محدود و محدودتر شد .
  7. نظارت درونی: اعتقاد به اصل خداناظری، نیاز به کنترل درونی را از بین برده بود و اصولا نقش مدیر به عنوان کنترل کننده وجود نداشت. هرفرد مسئولیت تصمیمات خویش را برعهده می گرفت و خدا را در همه حال ناظر بر عملکرد خود می­دانست.
  8. انگیزش درونی: نیازی به ارائه بسته های انگیزشی مادی وجود نداشت و افراد دارای سطوح انگیزشی بالای معنوی بودند.
  9. مشارکت عمومی (مردم): در کلیه فعالیت ها و اقدامات جهاد، توان و انرژی بسیاری از طریق جلب مشارکت عمومی انجام می شد که در سازمان های دیگر کم نظیر است.
  • تجربه مدیریت در جنگ نیز می تواند به عنوان نمونه مدیریتی موفق مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت در جنگ چگونه شکل گرفت؟ چگونه رشد کرد و چگونه تصمیم گیری در مدیریت جنگ به بلوغ رسید؟ عصاره خوبان در جنگ جمع شده بودند. به قول شاعر معاصر مجتبی کاشانی "هركجا عشق‌ آيد و ساكن‌ شود هرچه‌ ناممكن‌ بود ممكن‌ شود". شجاعت، شهامت، ایثار، ازخودگذشتگی، عشق به کار، عشق به هدف متعالی در مدیریت جنگ ظهور و بروز یافت.
  • از دستاوردهای مدیریتی تجربه ریاست سازمان جنگل ها و مراتع؛ حفاظت از منابع طبیعی به یک فرهنگ عمومی و همگانی تبدیل شد. یکی از تجارب من در این سازمان، توجه ویژه به سازمان های مردم نهاد (NGO) ها بود، با تمام وجود تلاش شد آنها فعال شوند؛ از انتقادات آن ها در سطح عمومی استقبال شد. تحلیل آن بود که انتقادات آنها توجه به اهمیت و ضرورت حفاظت از منابع طبیعی را افزایش می دهد که هدف و  ماموریت سازمان جنگل ها  و مراتع بود. تحلیل آن بود که مسئله منابع طبیعی و جنگل ها یک مسئله اجتماعی است تا یک مسئله فنی و تخصصی. تلاش این بود از طریق مشارکت عمومی مردم، کمبود امکانات، نیروی انسانی و تجهیزات جبران شود. برنامه های راهبردی منابع انسانی در قالب شش طرح کلی تهیه شد. بیابان زدایی، تعادل دام و مرتع از مهمترین برنامه های مدیریتی آن زمان بود. طرح جنگل کاری با درختان مثمر (گردو، انگور، زیتون، بادام) که به طرح طوبی معروف شد با هدف کاشت 250هزار هکتار با همکاری و مشارکت مردم از مهمترین دستاوردهای آن دوران بود.
  • یکی از مواردی که باید در حوزه نظارت و عملکرد مدیریت مورد توجه قرار گیرد و نیاز به اصلاح و بازنگری رویه موجود می باشد، آن است که مدیران برای کارهای انجام داده مواخذه می شوند، برای کارهای انجام نداده بازخواست نمی شوند. با توجه به اینکه شرایط مدیریت در کشور بسیار سخت و دشوار است باید راهکارهایی را اتخاذ کرد که جرات و جسارت تصمیم گیری مدیران را افزایش داد. در حال حاضر اختیارات مدیران به ویژه در حوزه عملکرد نیروی انسانی بسیار اندک است.
  • پیشنهاد می شود به مدیران جوان که به عنوان اولین فعالیت پس از انتصاب؛ منطقه جغرافیایی، حوزه عمل و ساختار فعالیت را بشناسند.  مزیت های نسبی و منطقه ای خویش را شناسایی و ارزیابی نمایند.
  • به عنوان یک تجربه مدیریتی در استانداری یزد، سه نوع ثروت در استان یزد شناسایی شد:
    1. ثروت انسانی: مبتنی بر این ثروت توجه ویژه ای به نیروی انسانی به ویژه در سطح آموزش و پرورش انجام شد. کارگروه ویژه ای در استانداری تشکیل و فقط و فقط در مورد کیفیت بخشی به آموزش و پرورش بحث و تصمیم گیری شد. پس از نه ماه تلاش طرح مهارت بخشی دانش آموزان ارائه شد.
    2. ثروت تاریخی-فرهنگی: طرح تبدیل خانه های قدیمی به مراکز توریستی-اقامتی، توسعه مراکز بوم گردی و تبدیل یزد از یک مسیر گردشگری به یک هدف گردشگری از طریق دعوت از مدیر تورهای داخلی و خارجی گردشگری  جهت رفع نواقص؛ نامگذاری سال 84 به نام سال خوش آمد به یزد از جمله اقدامات جهت توسعه این ثروت بود.
    3. ثروت طبیعی و معدنی: توسعه صنایع اصلی و فلزی یزد، توسعه صنایع دستی و فرهنگی یزد از جمله این اقدامات بود.
  • در حوزه خط مشی گذاری، کشور باید در مورد عدم تمرکز تصمیم گیری و تفویض اختیار تصمیم گیری به مناطق و استانها بیاندیشد. می توان اختیارات را به استانها تفویض نمود تا آنان متناسب با استعدادها و توان بالقوه موجود در استانها مدیریت نمایند.  به طور کلی باید به توسعه متوازن منطقه ای کشور توجه ویژه شود.
  • یکی از مهمترین ویژگی های مدیران بخش دولت باید اخلاق محوری، صداقت و پاکدستی باشد. مدیران دولتی می توانند با ایجاد روابط خانوادگی از طریق مسافرت هایی در سطوح مدیران؛ روابط غیررسمی را توسعه و از این طریق ارتباطات را بهبود دهند. روابط غیررسمی و گسترده باعث افزایش سرعت انجام کارها مبتنی بر مدیریت جهادی می شود.
  • هنر مدیریت، تعریف برنامه ها، شناخت و شناساندن دقیق برنامه هاست.  توجه به محدودیت ها، موانع، فرصت ها و تهدیدها در تدوین برنامه اساسی است. شناخت دقیق از مخاطبان و ذی نفعان و طراحی از بالا به پایین و از پایین به بالا برنامه یک ضرورت دوسویه است. به طور کلی برنامه باید ممزوجی از تعاملات باشد و از طرف دیگر باید قابل اندازه گیری  باشد.
  • به مدیران توصیه می کنم که نسبت به مدیران سطوح پایین تر و بالاتر از خود، مطالبه گر باشند، البته مطالبه گری در جهت پیشبرد فعالیت ها. پرسشگری و پاسخگویی از اصول اساسی حکمرانی خوب است. مراسم تودیع و معارفه باید تبدیل به ارائه گزارشات واقعی و سوال و پرسش حقیقی شود.
  • یکی از مشکلات مدیریتی کشور، عدم استقرار نظام شایستگی در کشور است؛ فرهنگ سازمانی موجود در کشور نسبت به روشن یا خاموش بودن یک لامپ حساسیت دارد، ولی در شرایط و ضوابط انتصاب مدیران حساسیت کافی وجود ندارد.
  • پیشنهاد می کنم راهکاری برای تشویق مدیران دولتی برجسته اندیشیده شود.
  •  مدیران باید جامع نگر و کل نگر باشند و مبتنی بر دستاوردها مورد تشویق یا عتاب قرار گیرند.
  • پیشنهاد می شود تجارب مدیریتی ارائه شده در این سلسله نشستها سریعتر طبقه بندی، چاپ و منتشر شود؛ البته باید پیش از چاپ راستی آزمایی شوند. ممکن است در مواردی نیاز به اصلاح، نقد یا اعتبارسنجی باشد.
  • پیشنهاد می شود 100 استعداد مدیریتی برتر کشور انتخاب و دوره های ویژه آموزش مدیریت برای آنان برگزار شود و انتصاب مدیران دولتی ارشد از بین آنان انجام گیرد.

First First First First First
-------------------------------------
نظرات

درج نظر درج نظر

آخرین اخبار آخرین اخبار