راهکارهای تحقق حکمرانی خوب در نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه پنجم انقلاب راهکارهای تحقق حکمرانی خوب در نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه پنجم انقلاب

شناسایی راه کارهای تحقق حکمرانی خوب در دهه پنجم انقلاب اسلامی موضوع سومین نشست مشترک سازمان اداری و استخدامی کشور با استاتید و صاحب‌نظران دانشگاه‌ی علم مدیریت بود که در روز سه‌شنبه مورخه 1397/12/14 در محل سازمان اداری و استخدامی کشور با حضور معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور برگزار شد.

محورهای مورد بحث در این نشست به شرح زیر می‌باشد:

۱. در بحث حکمرانی خوب باید از تمرکز صرف به نهاد دولت فاصله گرفت و به نهادهای دیگر همچون قوه قضائیه، مقننه و کانون­های دیگر قدرت توجه کرد. براین اساس، مسئله حکمرانی خوب پروژه بزرگ و مسئله جمهوری اسلامی است و نه فقط مسئله دولت. از­این­رو، اگر قرار است تغییری در زمینه حکمرانی برای دست‌ یافتن به یک حکمرانی خوب رخ دهد، این تغییر باید بیشتر در ساختار کلان قدرت جمهوری اسلامی اتفاق بیفتد. این تغییر و تلاش برای انجام آن، چنانچه  فقط به دولت محدود باشد، به نتیجه نخواهد رسید.

۲. در ایران برنامه ریزی برای تحول در زمینه حکمرانی خوب چون فقط معطوف به دولت است- به لحاظ وجود مشکلات و معضلات ساختاری، پیشرفت محسوسی نخواهد داشت و به نوعی نوسازی و بازسازی خواهد بود. بنابراین، مسئله اول در بحث حکمرانی، مشخص­ کردن نسبت بین حکمرانی خوب و سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی و رضایت اجتماعی است. تا زمانی­که اعتماد و رضایت اجتماعی دائم تولید و بازتولید نشود، حکمرانی خوب محقق نخواهد شد. در حال حاضر، شاخص ­های اعتماد اجتماعی در کشور رضایت­ بخش نیست و بی اعتمادی نسبت به ساختار سیاسی افزایش یافته است. پیشبرد حکمرانی خوب در فضای بی­اعتمادی نتیجه بخش نخواهد بود.

۳. مطالعات نشان داده است که مسئله اصلی حکمرانی خوب در ساختارهای شرقی همچون ایران، وجود انسجام است. از این رو تا زمانی‌ که انسجام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران شکل نگیرد، امکان تحقق حکمرانی خوب معنایی نخواهد داشت. بین انسجام و حکمرانی خوب، رابطه مستقیم برقرار است که تاکنون در کشور به آن پرداخته نشده است. از دل انسجام است که مفاهیم کارآمدی، شفافیت، عقلانیت، عدالت و مفاهیم دیگر حکمرانی خوب به پویایی و معناداری خواهند رسید. اساس انسجام، سازۀ اصلی یک نظام سیاسی برای حرکت به سمت توسعه است. درحال حاضر، کشور ما در وضعیت مطلوب انسجامی به­سر نمی برد و تقریباً بیشتر نهادها و ارگان­های نظام سیاسی علیه یکدیگر عمل می­کنند. بر این اساس، نخست باید روی الگوی انسجام و الگوی بین­ المللی در این زمینه مطالعه کرد.

۴. حکمرانی خوب با دولت فربه و بزرگ منافات دارد، در ساختارهای فربه حکمرانی خوب شکل نمی­ گیرد. دولت باید در حالت چابک و غیرفربه به سیاستگذاری، بسترسازی و حمایت و در نهایت نظارت اقدام و بقیه امور را واگذار کند. بنابراین، بین دولت حداقل و حکمرانی خوب رابطۀ معنا داری وجود دارد. در حال حاضر در ایران یک دولت حداکثری وجود دارد که تطابقی با مؤلفه­ های حکمرانی خوب ندارد.

۵. حکمرانی خوب در بستر دمکراسی شکل می­گیرد و در بستر دمکراتیک رشد می­­کند و توسعه می­یابد. به­عبارت دیگر، حکمرانی خوب در فضا و ساختار سیاسی غیردمکراتیک بی­ معنا است و تحقق نخواهد یافت. برای مثال، شفافیت به­عنوان یکی از مصادیق حکمرانی خوب در ساختار دمکراتیک فهم‌ پذیر است نه در ساختارهای غیردمکراتیک. حقوق شهروندی نیز یکی از الزامات ساختارهای دمکراتیک است و حکمرانی خوب رابطۀ معناداری با حقوق اجتماعی و حقوق شهروندی دارد. ارزشمند­ بودن جایگاه انسان در جامعه و حق مطلق‌بودن انسان در جامعه بستر اصلی تحقق حکمرانی خوب است. یکی دیگر از الزامات ساختارهای دمکراتیک، حزب است. حکمرانی خوب اساساً در ساختارهای حزبی تحقق پیدا می­کند نه در فضای پوپولیستی. از این رو، میان سامان سیاسی، سامان اجتماعی، نهادهای مدنی با حکمرانی خوب رابطه معنا داری وجود دارد که در حال حاضر وضعیت این ارتباط در کشور ما رضایت­ بخش نیست.

۶. از منظر مفهوم عدالت و حکمرانی خوب، در حال حاضر در کشور صرفاً بر مفهوم عدالت توزیعی تأکید می‌شود. این درحالی­ است که عدالت وجوه گوناگونی دارد و برای تحقق حکمرانی خوب باید عدالت منزلتی، عدالت اجتماعی، عدالت سرزمینی، عدالت قومیتی، عدالت مذهبی، عدالت سیاسی و ... تحقق پیدا کند.

۷. نسبت حکمرانی خوب و ساخت سیاسی و توزیع قدرت در نظام سیاسی از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر کانون­های قدرت در برابر عملکرد خود پاسخگو نباشند، حکمرانی خوب شکل نخواهد گرفت. از­این­ رو میان ساخت سیاسی، توزیع قدرت و مناسبات قدرت در یک نظام سیاسی رابطۀ معنا داری برقرار است.

۸. برای تحقق حکمرانی خوب باید از مطالعات نظری پرهیز کرده و به مطالعات بومی روی آورد. تکرار ادبیات غرب چندان ضرورتی ندارد. برای تحقق حکمرانی ما به ادبیات بومی نیاز داریم که با ساخت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران سازگار باشد. گام بعدی قبل از ورد به بحث حکمرانی خوب این است که  ابتدا مشخص شود مسئله کشور چیست؟ فساد، دولت حداقلی و حداکثری، نهادهای حزبی، نهادهای مدنی، حاکمیت قانون، دمکراسی و ... از جمله مسائل کشور ما هستند. به­ نظر می­رسد ابتدا باید علت­شناسی و آسیب­شناسی انجام گیرد و روی چند مسئله اولویت­دار و اصلی سرمایه­گذاری شود، سپس پیامدهای وضعیت موجود کشور را تحلیل کرد. بر این اساس روند روش­ شناسی کار باید به این شرح باشد:

  • مطالعات نظری بومی
  • آسیب­ شناسی
  • پیامدشناسی وضع موجود
  • آینده­ شناسی
  • تدوین راهبرد و ارائه الگوی عملیاتی برای نظام سیاسی و ساختار اداری در ایران

۹. حکمرانی خوب یکسری الزامات، زمینه­ ها و محتواهایی دارد که پایه بنیادین این مفهوم هستند:

  • درنظرگرفتن تنوع میان افراد بین سازمان­ها و مدیریت نیروهای سازمانی
  • پویایی محیط­ ها و فرایندها و تعاملات میان بازیگران
  • تقویت افراد، ذی­نفعان، شهروندان و جامعه مدنی
  • ایجاد و هم افزایی بین حکمرانی رسمی و غیررسمی
  • وجود و تقویت ساختارهای مردم ­سالار در جامعه
  • شفافیت، پاسخگویی و هوشمندی و توسعه مشارکت­ جویی
  • احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون
  • ایجاد خط مشی­ های مناسب برای توسعه اقتصادی با تأکید بر پارادیم حکمرانی خوب

در حال حاضر، نتایج مطالعات پژوهشی براساس این مفاهیم پایه ­ای نشان می­دهد الزامات، محتواها و زمینه­ های الگوی تحقق حکمرانی خوب در ایران چندان فراهم نیست. در این راستا نخست باید مجلس شورای اسلامی از طریق قوانین موضوعه، مجمع تشخیص مصلحت نظام با تعیین سیاست­های کلی نظام و شوراهای عالی با اتخاذ تصمیم­ هایش، زمینه­ های لازم را فراهم کنند، سپس به سمت تدوین الگو حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران حرکت کرد. در غیر این صورت باید از الگوی دیگری استفاده کرد.

۱۰. ماهیت سیستم خدمات در حکمرانی خوب و دولت در ایران با هم تعارض دارند. در حال حاضر، شیوۀ تخصیص منابع در ادارۀ امور عمومی کشور، سلسله­ مراتبی است، در حالی‌که در الگوی حکمرانی خوب شیوۀ تخصیص منابع، رابطه ای و شبکه­ای و بر قوانین کشور مبتنی است. همچنین، سیستم خدمات در ادارۀ امور عمومی کشور ماهیتی بسته دارد، درحالی‌که در حکمرانی خوب ماهیت آن باز است. از این رو برای تحقق حکمرانی خوب لازم است تناقضات عملکردی و ساختاری دولت با مؤلفه­های حکمرانی خوب برطرف شود.

۱۱. یکی از موانع تحقق حکمرانی خوب تعارض ماهیت برخی مولفه های حکرانی خوب با ماهیت ذاتی دولت در ایران است. برای مثال شفافیت به عنوان یک مولفه، عاملی نامطلوب از نظر ساختار دولت در ایران در نظر گرفته می شود. علاوه بر این ادبیات جدید دنیا در زمینه حکمرانی خوب با نوع نگاه سنتی فعلی کشور به قوای سه گانه، کانون های قدرت و دیدگاه های نظری تناسبی ندارد. به عبارت دیگر زمینه ها و محتواهای حکمرانی خوب تغییر کرده است. برای مثال یکی از الزامات حکمرانی خوب، دمکراسی است. این در حالی است که دمکراسی بنا بر مطالعات جدید این قابلیت را دارد که ساختارهای دیکتاتور و اقتدارگرا ایجاد کند. یعنی با این پرسش روبرو خواهیم بود که دمکراسی در دنیای امروز چگونه می تواند در خدمت حکمرانی خوب باشد،

۱۲. برای تحقق حکمرانی خوب دولت و نظام سیاسی باید مسئولیت­های اجتماعی و وظایف خود را در زمینه ارائه خدمات، چند گام به پیش ببرند تا رضایت‌ مندی در بدنه اجتماعی کشور ارتقا یابد. به­ عبارت دیگر، تمرکز بر مسئولیت اجتماعی سازمان­های دولتی و توسعه اخلاق حرفه­ای سازمان­های دولتی گامی مؤثر در زمینه تحقق حکمرانی خوب است.

۱۳. از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مفهوم توجیه سیستم یکی از موانع تحقق حکمرانی خوب در کشور است. بر مبنای مفهوم توجیه سیستم، برای حفظ وضع موجود و بقای سیستم، روابط و مناسبات قدرت، توجیه، ارزیابی و تحلیل می­شود. با این حال به ­نظر می­رسد با استفاده از مکانیسمی که بر انگیزه سازگار­بودن قواعد و قوانین سیستم مبتنی است، بتوان معضل توجیه سیستم را حل کرد. انگیزه سازگار­بودن قواعد و قوانین سیستم، دارای استراتژی مسلطی است که در آن همه بازیگران در هر حوزه­ای، نفع خود را در راستگویی و صداقت در ارائه داده‌ها و اطلاعات می­بینند. از این رو، طراحی این مکانیسم یکی از الزامات اساسی در تحقق حکمرانی خوب به­ شمار می‌رود.

۱۴. یکی از زیرساخت­های مهم برای تحقق حکمرانی خوب، نظام تولید و تبادل ریزداده­ های اداری است. تا زمانی‌ که چنین مکانیسمی شکل نگیرد، اهداف حکمرانی خوب به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در حال حاضر، سبک اداری و سیستم آماری کشور سنتی است و با روش­ها و رویکردهای نوین دنیا فاصله دارد. بر این اساس، برای تحقق حکمرانی خوب، نظام داده ­های اداری کشور باید بر اساس نظام آماری ثبتی مبنا و بر اساس ۳ کد اصلی فرد، مکان و کسب­ و­کار شکل گیرد و در شورای عالی اداری تصمیم گرفته شود که کدام ریز­داده برای کدام دستگاه حاکمیتی محرمانه نیست. این امر موجب می­شود مونیتورینگ نظام اداری نیز شکل بگیرد و به زوایای تاریک ساختار نور تابیده شود. محرمانگی داده­ ها و اطلاعات در کشور یکی از موانع مهم در تضعیف اهداف حکمرانی خوب است.